شعری از مه ناز یوسفی

از مجموعه ی منتشر نشده ی «سگ ها به خیابان برگشتند»

در چمخاله

هیچ قبرستانی نیست که تو را دفن نکرده باشد علی

در چمخاله

زمستان در هر ستاره ای علی جان جان

و در هر بیمارستانی

بخش اعصابش را از پیش ربوده بودند علی

و تو فکر می کردی مرض از اختیارات ِ روان است

و درد از خانواده ی نا متعارفت

باشی هم بهتر از نباشی

و نباشی هم بهتر از هیچ چیز دیگر نیست